سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

232

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

داشته « 36 » ؟ عمر گفت : خليفهء پيامبر راست مىگويد . من هم از پيامبر شنيدم همانطور كه ابو بكر گفت . ابو عبيده و سالم مولى ابى حذيفه و معاذ بن جبل هم گفتند : راست مىگويد ، ما اين مطلب را از پيامبر شنيديم . على عليه السّلام به آنان فرمود « 37 » : وفا كرديد به صحيفهء ملعونهاى « 38 » كه در كعبه بر آن هم

--> ( 36 ) يعنى فرضا پيامبر چنين سخنى گفته باشد چه كسى با تو در آنجا حضور داشته است ؟ ( 37 ) « د » : امير المؤمنين عليه السّلام خندهاى كرد و فرمود : اللَّه اكبر ! چه دقيق وفا كرديد به صحيفهء ملعونه‌تان كه با هم در كعبه بر سر آن عهد و پيمان بستيد . ( 38 ) تفصيل داستان صحيفهء ملعونه را در بحار : ج 28 ص 111 - 96 بنقل از حذيفه نقل كرده كه خلاصهاش چنين است : اوّل كسانى كه بر غصب خلافت هم پيمان شدند ابو بكر و عمر بودند ، و اساس و پايهاى كه طبق آن پيمان بستند و ساير پيمانهايشان هم بر آن پايه بود اين بود كه « اگر محمّد بميرد يا كشته شود اين امر خلافت را از اهل بيتش بگيريم بطورى كه تا ما هستيم احدى از آنان به خلافت دست نيابد » . بعد از آن ابو عبيدهء جراح و معاذ بن جبل و در آخر سالم مولى ابى حذيفه هم به آنان پيوستند و پنج نفر شدند . اينان جمع شدند و داخل كعبه رفتند و در بين خود نوشتهاى در اين باره نوشتند كه : « اگر محمد بميرد يا كشته شود . . . » . و در تمام اين قضايا عايشه و حفصه جاسوس پدرانشان در خانه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بودند . سپس ابو بكر و عمر جمع شدند و سراغ منافقين و آزادشدگان فرستادند و ما بين خود مشورت و نظر خواهى كردند و بر اين رأى متّفق شدند كه هنگام بازگشت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع در گردنهء « هرشى » كه در راه مكه در نزديكى جحفه است شتر حضرت را بر مانند و به اين طريق حضرت را بقتل برسانند . كسانى كه اجراى نقشه را بر عهده داشتند چهارده نفر بودند كه در جنگ تبوك هم همين نقش را بر عهده داشتند ولى اين نقشهء آنان بر آب شد . امير المؤمنين عليه السّلام از طرف خداوند در غدير خم منصوب شد و سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حركت كرد تا به گردنهء « هرشى » رسيد و آن عده جلوتر رفتند و بر سر راه پنهان شدند ، ولى اين بار هم خداوند آنان را مفتضح كرد و پيامبرش را حفظ نمود . وقتى وارد مدينه شدند همگى در خانهء ابو بكر جمع شدند و در بين خود نوشتهاى نوشتند و آنچه در بارهء خلافت تعهّد كرده بودند در آن ذكر كردند ، و اوّلين مطلب آن شكستن پيمان و ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام بود ، و اينكه خلافت از آن ابو بكر و عمر و ابو عبيده است و سالم نيز با آنان است و از اين عده خارج نمىشود . اين صحيفهء دوم را سى و چهار نفر امضاء كردند كه چهارده نفر همان كمين‌كنندگان در گردنهء هرشى بودند كه عبارت بودند از ابو بكر و عمر و عثمان و معاويه و عمرو عاص و طلحه و ابو عبيده جراح و عبد الرحمن بن عوف و سالم مولى ابى حذيفه و معاذ بن جبل و ابو موسى اشعرى و مغيرة بن شعبه و سعد بن ابى وقاص و اوس بن حدثان و بيست نفر ديگر عبارت بودند از : ابو سفيان ، عكرمه پسر ابو جهل ، خالد بن وليد ، بشير بن سعيد ، سهيل بن عمرو ، صهيب بن سنان ، ابو الاعور اسلمى ، صفوان بن اميّه ، سعيد بن عاص ، عيّاش بن ابى ربيعه ، حكيم بن حزام ، مطيع بن اسود مدرى و چند نفر ديگر كه هر كدام از اينان جمعيّت عظيمى را بدنبال خود داشتند كه سخنشان را مىپذيرفتند و از آنان اطاعت مىكردند . نويسندهء اين صحيفه سعيد بن عاص اموى بود و در محرم سال دهم هجرت آن را نوشت . سپس آن را به ابو عبيدهء جراح سپردند و او آن را به مكه فرستاد . آن صحيفه همچنان در كعبه مدفون بود تا زمان عمر كه آن را از محلش بيرون آورد .